Oracle3
Oracle3: 예측시장 거래 엔진·MCP 서버
개인 계정의 공개 저장소 소유자는 GitHub로 로그인해 운영자를 확인하고 소개를 직접 관리할 수 있습니다. 관리자 승인은 필요하지 않습니다.
로그인한 뒤 확인 파일을 만들어 이 저장소의 기본 브랜치에 30분 안에 커밋해 주세요. 다른 브랜치나 포크의 파일은 인정하지 않습니다. 파일을 올린 뒤 아래에서 확인하면 관리자 승인 없이 관리할 수 있습니다. 자격을 유지하려면 파일을 남겨 두세요.
로그인이 필요하면 로그인 화면으로 이동합니다. 로그인 후 이곳으로 돌아와 원하는 확인 버튼을 다시 눌러 주세요.
프로젝트 폴더에서 /nomorevibe verify를 실행하면 소유권을 확인하고 소개를 직접 관리할 수 있습니다.
1분 만에 확인하기README 전체를 불러오는 중입니다. 아래는 저장된 발췌입니다.
برنامه موبایل بازار فیزیکی بورس کالای ایران این پروژه، یک وب اپلیکیشن موبایل-محور برای تحلیل پیشرفته دادههای بازار فیزیکی بورس کالای ایران است. هدف این ابزار، فراتر رفتن از نمایش صرف اطلاعات و ارائه متریکهای تحلیلی و استراتژیک به فعالان بازار (شامل معاملهگران متخصص، تحلیلگران سمت عرضه و سرمایهگذاران فرصتطلب) جهت تصمیمگیری هوشمندانهتر است. چه چیزی نمایش داده میشود؟README 전문 보기 ↗
روایتگر داستان بازار
این پروژه، یک وب اپلیکیشن موبایل-محور برای تحلیل پیشرفته دادههای بازار فیزیکی بورس کالای ایران است. هدف این ابزار، فراتر رفتن از نمایش صرف اطلاعات و ارائه متریکهای تحلیلی و استراتژیک به فعالان بازار (شامل معاملهگران متخصص، تحلیلگران سمت عرضه و سرمایهگذاران فرصتطلب) جهت تصمیمگیری هوشمندانهتر است.
در طراحی جدید کاربر دیگر فقط یک بیننده نیست؛ او یک تحلیلگر است. برنامه به او اجازه میدهد دادههای عرضه و معاملات را توسط دادههای فرعی از زوایای مختلف برش بزند و تحلیل کند. هدف فراتر از نمایش صرف داده است و قرار است که داستان بازار از دریچه برنامه روایت شود. این دقیقاً نقطه عطفی است که برنامه را از یک نمایشگر اطلاعات به یک ابزار استراتژیک و کاربردی تبدیل میکند.
دادههای اصلی در بازار فیزیکی بورس کالای ایران که یطور روزانه موردتوجه مخاطبان است و در دسترس عمومی میباشد، اطلاعات عرضه و آمار معاملات است. اما دادههای فرعی که معمولاً تغییر کمتری دارند عبارتند از:
تحلیل فراوانی و روند هرکدام از دادهها، مانند این است که مخاطب بتواند به زبان بازار مسلط شود. هر داده، یک سیگنال و یک داستان برای تحلیلگر تعریف میکند.
در ادامه، به تفکیک برای هریک از موارد لیست توضیح داده میشود که تحلیل آن دیدی از شرایط بازار به مخاطب میدهد.
با مطالعه دادههای اصلی از زاویه انواع تالارهای معامله (صنعتی، پتروشیمی، کشاورزی و...) شاخصی جهت تشخیص سلامت بخشی از اقتصاد کلان به کاربر نشان داده میشود. حجم و ارزش معاملات در هر تالار نشاندهنده نبض آن بخش از اقتصاد کشور است.
مثال: اگر حجم معاملات در تالار صنعتی و معدنی (به خصوص فولاد و مس) به شدت بالا برود، این سیگنال قوی از رونق در بخش ساختوساز و صنایع تولیدی است. برعکس، رکود در این تالار میتواند پیشبینیکننده رکود در این بخشها باشد.
رونق تالار پتروشیمی میتواند نشاندهنده وضعیت خوب صادرات یا تقاضای بالا در صنایع تکمیلی (مانند پلاستیک و بستهبندی) باشد.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه اطلاعات کارگزاران شاخصی جهت تشخیص تمرکز قدرت و جریان پول هوشمند به کاربر نشان میدهد.
سهم بازار کارگزاران: اگر چند کارگزار خاص، بخش عمده معاملات یک کالا (مثلاً قیر) را در دست داشته باشند، یعنی در آن حوزه متخصص هستند و مشتریان بزرگ و فعال آن کالا با آنها کار میکنند. برای خرید یا فروش آن کالا، این کارگزاران نبض بازار را بهتر در دست دارند.
رفتار کارگزاران بزرگ: رصد کردن فعالیت کارگزاران برتر میتواند نشاندهنده جریان پول هوشمند باشد. اگر کارگزاران بزرگ به طور ناگهانی در حال خرید یک کالا هستند، احتمالاً خبری از افزایش قیمت در راه است.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه اطلاعات روشهای خرید (حراج باز، مچینگ و...) شاخصی جهت تشخیص سطح رقابت و هیجان بازار به کاربر نشان میدهد.
فراوانی حراج باز (Open Auction): وقتی اکثر معاملات یک کالا به روش حراج باز انجام میشود، یعنی تقاضا به مراتب بیشتر از عرضه است و خریداران برای به دست آوردن کالا حاضر به رقابت شدید و پرداخت قیمتی بالاتر از قیمت پایه هستند. این یک سیگنال بسیار صعودی برای آن کالا است.
فراوانی مچینگ (Matching): این روش معمولاً در بازارهای باثباتتر که عرضه و تقاضا در تعادل نسبی هستند، استفاده میشود. فراوانی معاملات مچینگ نشاندهنده آرامش و نبود هیجان کاذب در بازار آن کالا است.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه اطلاعات کالاها و سلسله مراتب آن (گروههای اصلی، میانی، زیرگروه) شاخصی جهت تشخیص سودآوری زنجیره ارزش و چرخش پول بین صنایع به کاربر نشان میدهد.
مقایسه عملکرد گروهها: آیا پول در حال حرکت از گروه پتروشیمی به سمت گروه فولاد است؟ این به کاربر دیدی از چرخش سرمایه در صنایع مختلف میدهد.
تحلیل زنجیره ارزش: میتوان عملکرد یک ماده اولیه (مثلاً وکیوم باتوم در گروه اصلی فرآوردههای نفتی) را با محصول نهایی آن (مثلاً قیر در زیرگروه) مقایسه کرد. اگر قیمت ماده اولیه ثابت باشد اما قیمت محصول نهایی در حال افزایش، یعنی حاشیه سود تولیدکننده در حال افزایش است و وضعیت بنیادی شرکتهای تولیدی آن محصول، مطلوب است.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه اطلاعات تولیدکنندگان / عرضهکنندگان شاخصی جهت تشخیص میزان انحصار و ریسک عرضه به کاربر نشان میدهد.
تعداد عرضهکنندگان: اگر یک کالا فقط توسط یک یا دو تولیدکننده بزرگ (مثلاً فولاد مبارکه) عرضه شود، بازار در انحصار آنهاست و هرگونه توقف تولید در آن شرکت، کل بازار را با شوک عرضه مواجه میکند (ریسک بالا). اما اگر تعداد عرضهکنندگان زیاد باشد، بازار رقابتیتر و باثباتتر است.
اعتبار و برند تولیدکننده: قیمت محصولات مشابه از تولیدکنندگان مختلف معمولاً متفاوت است. این اختلاف قیمت، ارزش برند، کیفیت و اعتبار آن تولیدکننده را در بازار نشان میدهد.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه انواع قراردادهای بازار فیزیکی (نقدی، سلف، نسیه) شاخصی جهت تشخیص انتظارات آتی و سلامت نقدینگی به کاربر نشان میدهد.
فراوانی معاملات نقدی (Spot): نشان میدهد خریداران نیاز فوری به کالا دارند و پول نقد هم برای خرید آن موجود است. این نشانه یک بازار داغ و با نقدینگی بالاست.
فراوانی معاملات سلف (Forward): این مهمترین سیگنال از انتظارات آتی بازار است. وقتی حجم معاملات سلف بالا میرود، یعنی خریداران پیشبینی میکنند که قیمتها در آینده افزایش خواهد یافت و میخواهند قیمت فعلی را برای خود تثبیت کنند. این یک سیگنال قوی صعودی است.
فراوانی معاملات نسیه (Credit): افزایش حجم معاملات نسیه میتواند نشاندهنده کمبود نقدینگی در سمت خریداران باشد. آنها توان پرداخت نقدی را ندارند و به دنبال خرید اعتباری هستند. این میتواند یک زنگ خطر برای سلامت مالی آن صنعت باشد.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه اطلاعات محلهای تحویل شاخصی جهت تشخیص جغرافیای تقاضا و هزینههای لجستیک به کاربر نشان میدهد.
تمرکز تقاضا: اگر حجم معاملات برای تحویل در یک استان خاص بالا باشد، نشاندهنده تقاضای قوی و فعالیت اقتصادی بالا در آن منطقه است.
آربیتراژ جغرافیایی: تفاوت قیمت یک کالا با محلهای تحویل مختلف، مستقیماً هزینه حملونقل و لجستیک را نشان میدهد. یک معاملهگر هوشمند میتواند با تحلیل این تفاوتها، بهترین و بهصرفهترین محل تحویل را انتخاب کند.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه انواع بستهبندی (فله، کیسه، پالت) شاخصی جهت تشخیص نوع مصرفکننده نهایی به کاربر نشان میدهد.
فله (Bulk): خریدار معمولاً یک مصرفکننده صنعتی بزرگ است که کالا را مستقیماً در خط تولید خود استفاده میکند.
کیسه/پالت (Bag/Pallet): خریدار به احتمال زیاد یک توزیعکننده یا یک واحد تولیدی کوچکتر است که کالا را برای فروش خرد یا مصرف تدریجی میخواهد. تغییر در فراوانی این بستهبندیها، نشاندهنده تغییر در ساختار خریداران است.
مطالعه دادههای اصلی از زاویه انواع تسویه و تضامین شاخصی جهت تشخیص سطح ریسک و اعتماد در بازار به کاربر نشان میدهد.
افزایش تسویه اعتباری: همانطور که در قراردادها گفته شد، نشاندهنده کمبود نقدینگی در سمت خریداران است.
سختگیرانهتر شدن تضامین: اگر عرضهکنندگان شروع به طلب کردن تضامین سنگینتر و معتبرتر کنند، میتواند به این معنی باشد که ریسک اعتباری خریداران بالا رفته و اعتماد در بازار کاهش یافته است.
همچنین با مطالعه دادههای اصلی از زاویه دادههای فرعی دیگر شاخصهای متفاوتی به کاربر نشان میدهد.
انواع واحدهای اندازهگیری: عمدتاً ماهیت کالا را مشخص میکند، اما میتواند مقیاس معامله را نیز نشان دهد (تن برای صنایع بزرگ، کیلوگرم برای کالاهای خاص و گرانقیمت).
انواع واحدهای ارز: جداکننده بازارهای داخلی (ریالی) از بازارهای صادراتی (ارزی) است و حساسیت آن کالا به نوسانات نرخ ارز را نشان میدهد.
فهرست عمومی (شهر، استان و...): به خودی خود اطلاعاتی ندارد اما به عنوان یک بُعد تحلیلی برای سایر دادهها (مثل محل تحویل، آدرس کارگزاران و...) حیاتی است.
با ترکیب هوشمندانه این سیگنالها، برنامه میتواند به جای نمایش دادههای خام، به مخاطب داستان بازار را بگوید و به تصمیمگیری آگاهانه کمک شایانی کند.
محبوبیت کالاها در بازار فیزیکی بورس کالا مستقیماً به ساختار اقتصاد کلان و صنایع مادر در ایران گره خورده است. برخی کالاها به دلیل حجم مصرف داخلی و برخی دیگر به دلیل پتانسیل صادراتی، همواره در صدر معاملات قرار دارند.
در ادامه مهمترین و پرطرفدارترین کالاها به تفکیک گروه و دلیل محبوبیت هرکدام تشریح شدهاند:
این گروه تقریباً همیشه از نظر حجم و ارزش، پادشاه بلامنازع بازار فیزیکی است.
کالاهای کلیدی: میلگرد (Rebar)، تیرآهن (Beam)، انواع ورق فولادی (گرم، سرد، گالوانیزه) و شمش فولادی.
دلیل پرطرفدار بودن:
این گروه از نظر تنوع و ارزش معاملات، همواره در کنار فولاد، یکی از دو قطب اصلی بازار است.
کالاهای کلیدی: انواع پلیمرها (مانند پلیاتیلن، پلیپروپیلن،PVC ) و انواع مواد شیمیایی (مانند اوره، آروماتیکها، متانول).
دلیل پرطرفدار بودن:
کالاهای کلیدی: قیر (Bitumen)، وکیوم باتوم (ماده اولیه قیر) و انواع روغنها.
دلیل پرطرفدار بودن:
سیمان نیز مانند فولاد، جزو کالاهای استراتژیک و پرمصرف در کشور است.
کالاهای کلیدی: انواع سیمان تیپ ۱، تیپ ۲ و سیمان سفید.
دلیل پرطرفدار بودن:
بطور خلاصه:
| رتبه | گروه کالایی | کالاهای پرطرفدار | دلیل اصلی محبوبیت |
|---|---|---|---|
| ۱ | فولاد | میلگرد، تیرآهن، ورق | صنعت ساختمان و پروژههای عمرانی |
| ۲ | پتروشیمی | انواع پلیمر و مواد شیمیایی | ماده اولیه هزاران صنعت و پتانسیل صادراتی |
| ۳ | فرآوردههای نفتی | قیر، وکیوم باتوم | راهسازی و صادرات منطقهای |
| ۴ | سیمان | انواع سیمان | نیاز ضروری صنعت ساختمان و کنترل بازار |
کشف قیمت (Price Discovery) و مرجعیت قیمت (Price Reference) شاید مهمترین کارکرد بورس کالا برای اقتصاد کلان کشور باشد. این فرایند، یک بازار غیرشفاف و چندقیمتی را به یک بازار شفاف با یک نرخ مرجع قابل اتکا تبدیل میکند.
برای بررسی این موضوع باید به دو سوال کلیدی پاسخ داده شود.
کشف قیمت تقریباً برای تمام کالاهای اصلی که در بورس معامله میشوند حیاتی است، اما اهمیت آن در برخی گروهها نمود بیشتری دارد:
صنایع پاییندستی مانند کارخانههای تولید کابل، پروفیل، لوازم خانگی و قطعات خودرو، برای محاسبه قیمت تمام شده محصولات خود و شرکت در مناقصات، به یک قیمت مرجع و قابل اتکا برای مس و آلومینیوم نیاز دارند. بدون قیمت کشف شده در بورس، این صنایع مجبور بودند مواد اولیه خود را با قیمتهای سلیقهای و غیرشفاف از واسطهها تهیه کنند که قدرت رقابتپذیری آنها را از بین میبرد.
برای کالاهای صادراتی مهمی مانند زعفران و پسته، بورس کالا یک نرخ مرجع رسمی برای صادرات ایجاد میکند. این کار چند مزیت کلیدی دارد:
همانطور که اشاره کردید، قیمت کشف شده در بورس، نرخ رسمی برای قراردادهای بزرگ عمرانی و تهاترهای دولتی است. یک پیمانکار راهسازی، هزینه آسفالت یک پروژه را بر اساس قیمت قیر کشف شده در بورس کالا محاسبه و در پیشنهاد خود به کارفرما (دولت یا شهرداری) اعلام میکند. این شفافیت، فساد و سلیقه را در پروژههای عمرانی کاهش میدهد.
علاوه بر برآورد هزینه تولید برای کارخانههای داخلی، قیمت کشف شده در بورس کالا به عنوان یک نرخ مبنا (Benchmark) برای قیمتگذاری محصولات صادراتی ایران در بازارهای منطقهای عمل میکند.
بله، قطعاً کشف نرخ با دادههای عمومی ممکن است. در واقع، تمام فرایند کشف قیمت در بورس کالا بر پایه همین دو مجموعه داده عمومی اطلاعات عرضه و آمار معاملات استوار است و نیازی به اطلاعات تفکیکی مشتریان ندارد. ماهیت بازار، یک ماهیت تجمعی و مبتنی بر عرضه و تقاضای کل است.
در ادامه با یک مثال نحوه انجام این کار با دادههای اصلی تشریح میشود:
با در اختیار داشتن دو داده اصلی، میتوان تمام پارامترهای کلیدی کشف قیمت را استخراج کرد:
با ترکیب این دادهها، میتوان شاخصهای بسیار مهمی را محاسبه کرد:
قیمت کشف شده (Discovered Price): این همان ستون میانگین قیمت معامله شده است. این عدد، نرخ مرجع آن روز برای آن کالا میشود.
سطح رقابت یا حرارت بازار (Market Heat): این شاخص نشان میدهد که بازار چقدر برای خرید یک کالا رقابت کرده است.
قدرت تقاضا (Demand Strength Ratio):
نرخ انجام معامله (Transaction Success Rate):
بنابراین این مثالی است که نشان میدهد با همین دادههای عمومی نه تنها میتوان قیمت کشف شده را دید، بلکه میتوان کیفیت و قدرت آن کشف قیمت را نیز تحلیل کرد.
تحلیلهای اولیه داده معمولا در سطح خرد است، اما میتوان آن را از سطح خرد (یک معامله) به سطح کلان (یک صنعت) ارتقا داد و این دقیقاً جایی است که داستان بازار شکل میگیرد. با استفاده از دو داده اصلی و بعنوان مثال درخت کالایی، میتوان متریکهای بسیار قدرتمندی را در سطوح تجمیعی محاسبه کرد.
در ادامه، متریکهای قابل محاسبه در سطوح تجمیعی -زیرگروه، گروه، گروه اصلی، کل بازار- ارائه شدهاند.
متریکهای حجم و اندازه بازار (Market Size & Volume) به مخاطب میگویند چه اتفاقی در یک بخش از بازار افتاده است.
حجم کل عرضه (Total Offered Volume):
حجم کل معامله (Total Traded Volume):
نرخ تجمعی انجام معامله (Aggregate Transaction Rate):
متریکهای قیمت و ارزش (Price & Value)، قلب تپنده کشف قیمت در سطح کلان هستند.
ارزش کل معاملات (Total Traded Value):
میانگین موزون قیمت کشف شده (Weighted Average Price - WAP):
میانگین موزون قیمت پایه (Weighted Average Base Price):
متریکهای پویایی و سنتیمنت بازار (Market Dynamics & Sentiment) به مخاطب میگویند بازار چگونه رفتار میکند و احساسات حاکم بر آن چیست.
شاخص تجمعی حرارت بازار (Aggregate Market Heat):
شاخص تجمعی قدرت تقاضا (Aggregate Demand Strength):
سهم انواع قرارداد (Share of Contract Types):
متریکهای تمرکز و تسلط (Concentration & Dominance) نشان میدهند که قدرت در یک صنعت در دست چه کسانی است.
سهم بازار عرضهکنندگان / تولیدکنندگان (Supplier/Producer Market Share):
سهم بازار کارگزاران (Broker Market Share):
این بخش تمرکز برطراحی از زاویه نگاه مخاطبان اصلی و مسیر حرکتی (User Journey) آنها در برنامه بر اساس الگوی رفتاری اصلی است. تحلیلهای عمیق برای معاملهگران جذاب است و از طرفی میتوان روی مخاطبانی مانند پیمانکاران ساخت و ساز حساب ویژهای باز کرد. یک برنامه جامع و موفق، برنامهای است که بتواند برای تمام مخاطبان اصلی، داشبورد و مسیر حرکتی بهینه و متناسب با نیازهایشان را فراهم کند.
در حوزه تقاضا برای دادههای بازار فیزیکی بورس کالای ایران، ما سه نوع مخاطب (پرسونای) اصلی و جدی داریم:
این کاربر، بازیگر ثابت یک یا چند کالای مشخص است. هدف او، مدیریت کسبوکار اصلی خودش با حداکثر بهینگی است، نه کشف فرصتهای جدید.
آنها چه کسانی هستند؟
نیازهای اصلی آنها چیست؟
مسیر ایدهآل آنها در برنامه (Navigation Path):
این کاربر به یک مسیر سریع (Fast Track) نیاز دارد.
نتیجهگیری برای این کاربر: مسیر او از یک داشبورد شخصی، با یک کلیک به عمیقترین و مرتبطترین سطح تحلیلی است.
این کاربر، دیدی کلان به بازار دارد و به دنبال شناسایی روندها، ناهنجاریها و فرصتهای سودآور است. او به یک کالای خاص وفادار نیست.
آنها چه کسانی هستند؟
نیازهای اصلی آنها چیست؟
مسیر ایدهآل آنها در برنامه (Navigation Path):
این کاربر به یک قیف تحلیلی از بالا به پایین (Top-Down Funnel) نیاز دارد.
نتیجهگیری برای این کاربر: مسیر او یک سفر اکتشافی است که از نمای کلان شروع شده و در هر مرحله، با استفاده از سیگنالهای تحلیلی، به سمت یک فرصت خاص و جزئی هدایت میشود.
این کاربر، در شرکت تولیدکننده یا عرضهکننده کالا کار میکند، مثلاً مدیر فروش یا بازاریابی در یک مجتمع پتروشیمی یا کارخانه فولاد. نگاه او به بازار دقیقاً معکوس نگاه خریدار است.
آنها چه کسانی هستند؟
نیازهای اصلی آنها چیست؟ (نگاه از سمت فروش)
مسیر ایدهآل آنها در برنامه (Navigation Path):
مسیر این کاربر بر پایه ارزیابی عملکرد و مقایسه با رقبا است.
یک برنامه جامع و موفق، برنامهای است که بتواند برای هر سه گروه، داشبورد و مسیر حرکتی بهینه و متناسب با نیازهایشان را فراهم کند.
این یکی از نکات مهم این طراحی است. کارگزار به عنوان یک پرسونا با رابط کاربری اختصاصی در برنامه درنظر گرفته نشده است، اما به عنوان یک کاربر حرفهای چندوجهی (Multi-faceted Power User) در نظر گرفته شده است.
یک کارگزار در طول روز کاری خود، کلاه هر سه پرسونا را بر سر میگذارد:
این تصمیم، مزایای مهمی برای طراحی دارد:
این یک چالش طراحی کلاسیک است: چگونه یک برنامه پر از داده را در یک قالب محدود و مینیمال موبایلی، به شکلی ارائه داد که برای چندین گروه از کاربران با نیازهای متفاوت، کارآمد و لذتبخش باشد. الگوبرداری از مستندات راهنمای طراحی ارائه شده از سوی شرکتهایی چون اپل و گوگل و مایکروسافت کمک میکند تا با تمرکز بر شفافیت (Clarity)، عمق (Depth) و کارایی (Efficiency)، این مشکل را حل کرد.
راه حل، ایجاد سه برنامه مجزا نیست، بلکه طراحی یک پلتفرم واحد و هوشمند است که خود را با نیاز کاربر تطبیق میدهد. در ادامه، راه حلی برای این چالش ارائه میشود.
برای ایجاد یک تجربه کاربری روان و استاندارد، از ترکیب سه عنصر اصلی ناویگیشن استفاده میشود:
این نوار به صورت ثابت در پایین صفحه قرار دارد و شریانهای اصلی برنامه را تشکیل میدهد. این تبها به گونهای انتخاب شدهاند که مسیرهای حرکتی هر سه پرسونا را پوشش دهند. این نوار دارای ۴ تب اصلی است:
این نوار در بالای هر صفحه قرار دارد و شامل عنوان صفحه، دکمه بازگشت (→) و دکمههای عملیاتی مختص همان صفحه است. مثلاً دکمه فیلتر (Filter) یا افزودن به لیست پیگیری (Add to Watchlist).
این بهترین ابزار برای نمایش لایههای مختلف اطلاعات در یک صفحه بدون شلوغ کردن آن است. وقتی کاربر به یک صفحه تحلیلی مثلاً صفحه میلگرد میرسد، از این کنترلها برای جابجایی بین نماهای مختلف آن استفاده میکند.
در این قسمت شرح داده میشود هر کدام از تبهای اصلی چگونه به نظر میرسند و چگونه به نیازهای کاربران پاسخ میدهند.
با توجه به محدودیت شخصیسازی، به جای داشبوردی که کاربر با کشیدن و رها کردن آن را بچیند، یک داشبورد هوشمند طراحی شده است که بر اساس انتخابات اولیه و رفتار کاربر، کارتهای (Cards) مرتبط را نمایش میدهد.
اجزای بصری: صفحه از مجموعهای از کارتهای مینیمال و تعاملی تشکیل شده است.
این صفحه، نمای کاملاً سلسله مراتبی و تمیز از درخت کالایی است.
اجزای بصری: یک لیست عمودی (Vertical List).
این صفحه، قلب تپنده برنامه برای دو گروه از کاربران اصلی ماست.
اجزای بصری: یک لیست قابل ویرایش از کارتهای کالاهای منتخب. هر کارت شامل:
عملکرد کلیدی: یک دکمه + بزرگ و واضح برای افزودن آیتم جدید به لیست، که کاربر را به نمای درختی بازارها هدایت میکند تا کالای مورد نظرش را انتخاب کند.
تمام مسیرها در نهایت به این صفحه ختم میشوند. این صفحه، اصلیترین قسمت طراحی برنامه است؛ پر از اطلاعات اما کاملاً شفاف و قابل فهم.
اجزای بصری:
این ساختار به هر سه کاربر اجازه میدهد تا با کمترین کلیک و به روانترین شکل ممکن، به اطلاعات مورد نیاز خود دست پیدا کنند، در حالی که چهارچوب کلی برنامه برای همه یکسان و قابل پیشبینی است.